تبليغاتX
درد نامه یک درخت


درد نامه یک درخت

درختی که در مشت او ، خاک سرزمین مادری است ...

من زندگانی را بیست و سه بار مرده ام ...

برای خاطر این مرگ های تکراری ،

                                            امروز را بخند !!!

نوشته شده در جمعه چهاردهم بهمن 1390ساعت 7:51 توسط نوفل| |

توی این دار و ندار و گیر و دار ،

من تو را کم دارم ...

دل من سخت به دیدار تو محتاج شده ...

چند ماهیست که از عشق پرم ،

چند روزیست که لبریز تر از لبریزم ، اما ؛

تو خودت می دانی

توی این دار و ندار و گیر و دار ،

من چقدر غم دارم !

نوشته شده در سه شنبه دوازدهم مهر 1390ساعت 5:52 توسط نوفل| |

ساعت روی پانزده و چهل و پنج مصمم ایستاده است،

امروز همچنان چهار شنبه است،

 در این عهد ، که آینه ها به سادگی فراموش می شوند ،

من در شب چشمانت تکرار می شوم...

نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم شهریور 1390ساعت 22:12 توسط نوفل| |

سهم دفتر من ، برکه بودن است ...

و ماهیان خاکستری حروف ،

هرگاه چشمشان به ماه پاره های دل خمیده ام می افتد ،

تا انتهای جنون می روند ،

تب دار می شوند ...

همیشه دفتر من خیس است !

نوشته شده در دوشنبه دهم مرداد 1390ساعت 14:41 توسط نوفل| |

پل !

بر پیشانی تو ننگ و

بر دل ما داغ  ...

شهر پر از خوابگرد های خاکستری است ،

نه من آنقدر خوبم که سفید باشم

و نه تو آنقدر گناهکاری که سیاه باشی ،

ما رنگ های درهم تنیده ایم !

شاید دست های من هم کنار دست تو نشسته بود،

آن وقت که تن سرد چاقویت ، پیکر گرمی را می درید ...

وقتی که چشمان ما به گناه تو آلوده است ،

ما همه مجرمیم .


 

آهای مردمان میدان کاج!

آهای عابران پل مدیریت !

آهای خوابگرد های خاکستری شهر فراموشی !

نوشته شده در یکشنبه نوزدهم تیر 1390ساعت 12:46 توسط نوفل| |

به بهانه تو انار خانم

من هم پاییزی ام

تا شاید آفتاب مردادی ام شوی

در فصلی تازه .

نوشته شده در دوشنبه پانزدهم فروردین 1390ساعت 23:44 توسط نوفل| |

عطش تو سرچشمه زلال باران هاست ...
نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم آذر 1389ساعت 12:0 توسط نوفل| |


Design By : Night Skin